Thursday, August 04, 2005

مروري بر پرونده هاي قضايي دوران خاتمي: هشت سال محاکمه


سید محمد خاتمی با لبخندی بر صورت درحالی که عبایی زیبای تیره ای پوشیده بود در مرداد سال 76 پله های کاخ ریاست جمهوری را بالا رفت تا اولین روز کاری خود را پس از پیروزی چشمگیر دوم خرداد 76 به عنوان پنجمین رئیس جمهور ایران آغاز کند
او توانسته بود با 22 میلیون رای ایرانیان رقبای سرسخت خود را کنار زند بنابر این انتظار می رفت مخالفین او به این آرا احترام بگذارند و او ریاست جمهوری کم چا لشی را در پی داشته باشد. اما هنوز چند ماه از حضور او در کاخ ریاست جمهوری نگذشته بود که به او خبر می دهند پرونده قضایی سنگینی برای شهرداران تهران تشکیل شده و تعدادی از آنان نیز بازداشت شده اند. پس آزادی آنان افشای شکنجه و اذیت و آزاری که در زمان بازداشت دیده بودند کل کشور را فرا گرفت. آنها یکی پس از دیگری پای میز محاکمه حاضر می شدند و مجازات چندین سال زندان برایشان رقم می خورد تا اینکه پرونده شهرداران با بازداشت و محاکمه غلامحسین کرباسچی شهردار تهران به اوج خود رسید. کرباسچی پس از محاکمه راهی زندان اوین شد تا دوران محکومیت خود را سپری کند اما تعداد زیادی از شهرداران پس از مدتی در دادگاه های تجدید نظر تبرئه شدند!
هنوز تب محاکمه کرباسچی فروکش نکرده بود که محاکمه جلایی پور مدیر مسئول روزنامه جامعه که خود را اولین روزنامه جامعه مدنی ایران می دانست شروع و پس از مدت کوتاهی با حکم دادگاه توقیف و لغو پروانه شد.
توقیف جامعه سرآغاز چالش قضایی بزرگی برای روزنامه نگاران ایرانی محسوب می شود. آغازی برای برخورد- محاکمه و بازداشت بسیاری از روزنامه نگاران و مطبوعات. سرآغاز آن را باید در بازداشت جلایی پور- جوادی حصار- شمس الواعظین و ابراهیم نبوی از مدیران روزنامه توس دید.
اما آذرماه سال 77 زمانی که هنوز یک سال و چند ماه از ریاست جمهوری خاتمی نمی گذشت یک خبر همچون بمب سراسر ایران و جهان را تکان داد: " داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری به قتل رسیدند " این اتفاق هولناک پس از چند روز با قتل محمد جعفر پوینده و محمد مختاری ابعاد دیگری یافت و خاتمی وارد بزرگترین چالش سیاسی دوران ریاست جمهوری خود شد. هر چند که عوامل قتل ها بازداشت و محاکمه و حتا به اعدام محکوم شدند اما محاکمه آنان پشت درهای بسته آرامشی که جامعه نیاز داشت برآورده نکرد و در نهایت نتیجه قضایی این پرونده نیز برای افکار عمومی نامشخص ماند!
در این سالها یکی دیگر از یاران نزدیک خاتمی یعنی محسن کدیور روحانی نواندیش ایرانی با حکم دادگاه ویژه روحانیت برای 18 ماه به زندان رفت
اما تیر ماه 78 غم انگیزترین حادثه دوران خاتمی رخ داد روزنامه سلام به عنوان جدی ترین حامی خاتمی توقیف شد و دانشجویان در اعتراض به این امر با واکنش خشن و غیرانسانی پلیس و افراد ناشناسی مواجه شدند به صورتی که خاتمی از آن به عنوان "جنایت" یاد کرد اما با این وجود محاکمه موسوی خوینی مدیر مسئول سلام برگزار و روزنامه اش در توقیف ماند. پس از مدتی هم عوامل حمله به کوی دانشگاه نیزمحاکمه شدند اما در نهایت همه آنها نیز تبرئه شدند!
پرونده های چالش برانگیزقضایی با محاکمه عبدالله نوری مدیر مسئول روزنامه خرداد و وزیر کشور سالهای اول ریاست جمهوری خاتمی که توسط مجلس پنجم استیضاح شده بود وارد مرحله تازه ای شد محاکمه ای سنگین و تاریخی که عبدالله نوری از بسیاری خط قرمزهایی که تا آن زمان وجود داشت عبور کرد ودر نهایت دادگاه ویژه روحانیت او را به 5 سال زندان و لغو امتیاز روزنامه خرداد محکوم کرد.
تقریبا هم زمان با محاکمه نوری نیز لطیف صفری مدیر مسئول روزنامه نشاط و شمس الواعظین سردبیر این روزنامه به زندان محکوم شدند. 30 ماه زندان برای صفری و سه سال حبس برای شمس نتیجه ان دادگاه ها بود.
سال 79 را سال محاکمات در ایران یاد می کنند. سالی که مقامات قضایی در یک شب تعداد زیادی از نشریات تاثیرگزار ایران را توقیف کردند و در روزها و ماه های بعد از آن مدیران مطبوعات و روزنامه نگاران بسیاری نیز به دادگاه کشیده شدند. اکبر گنجی- عمادالدین باقی- مسعود بهنود- ابراهیم نبوی- احمد زیدابادی و چند تن دیگر بازداشت و برای آنان زندان در احکامشان نقش بست.
البته محاکمه اکبر گنجی و باقی رنگ دیگری داشت این دو مهمترین اتهام خود را پیگیری پرونده قتل های زنجیره ای می دانستند. گنجی در یک دادگاه جنجال برانگیز به ده سال زندان و تبعید به بشاگرد محکوم شد ودر نهایت شش سال از این حکم قطعی شد. او در حال حاضر بیش از پنج سال است که در گوشه زندان اوین روزگار سختی را می گذراند. عمادالدین باقی نیز پس از چند سال حبس آزاد شد اما با حکم قطعی دیگری که دارد آماده رفتن دوباره به زندان اوین است
اما در دادگاه رسیدگی به اتهامات مسافرین برلین که تا ماه ها فضای سیاسی کشور را تیره کرده بود چهره های سرشناسی را می توانستی دید: عزت الله سحابی- جلایی پور- چنگیز پهلوان- محمود دولت آبادی- رئیس دانا- سپانلو- منیرو روانی پور- علوی تبار- مهرانگیز کار- شهلا شرکت- یوسفی اشکوری- افشاری – جمیله کدیور- رستم خانی و ...
تعدادی از این جمع به حبس های طولانی محکوم شدند
در سالهای ریاست جمهوری خاتمی پرونده موسوم به " نوار سازان " را نباید از یاد برد پرونده ای که به بازداشت رهامی وکیل دانشجویان در واقعه کوی دانشگاه و شیرین عبادی وکیل تنها مقتول این واقعه انجامید.
در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی احضار- بازجویی- صدور قرارهای سنگین- بازداشت و محاکمه روزنامه نگاران ادامه یافت محسن میردامادی مدیر مسئول روزنامه نوروز با بیش از 250 شکایت از سوی رئیس دادگستری تهران در پای میز محاکمه حاضر شد و به اتهاماتی همچون اقدام علیه امنیت ملی پاسخ داد این در حالی بود که میردامادی در همان زمان رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم بود.
در همان زمان بازداشت تعداد زیادی از نیروهای ملی- مذهبی و نهضت آزادی سرنوشتی بهتر از بیش از 100 سال حبس برای مجموع آنان در پی نداشت.
اما این همه ماجراهای قضایی دوران خاتمی نیست بلکه باید احضار- بازجویی و محاکمه نمایندگان مجلس ششم را اضافه کرد. فاطمه حقیقت جو نمونه ای از این نمایندگان بود. همچنان که مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وقت وزارت کشور نیز پس از انتخابات مجلس ششم به دادگاه کشانده شد و برای چند سال از خدمات دولتی منفصل شد.
اما در سالهای پایانی ریاست جمهوری خاتمی سه پرونده دیگر دولت او را به چالشی بزگ فرا خواند
محاکمه و صدور حکم " اعدام" برای هاشم آقاجری که کروبی رئیس مجاس ششم از آن به عنوان حکمی " ننگین " یاد کرد. تا پرونده نظرسنجی که زندان های طولانی مدت برای عباس عبدی – حسین قاضیان و بهروز گرانپایه در پی داشت و در آخر هم عباس عبدی پس از نزدیک به سه سال توسط شعبه تشخیص دیوان عالی تبرئه شد.
اما قتل زهرا کاظمی خبرنگار-عکاس ایرانی که تابعیت کانادایی نیز داشت دیگر موضوعی صرفا داخلی نبود بلکه دنیا علیه این اتفاق تلخ بسیج شد. هر چند محاکمه قاتل یا قاتلین او نیزدر پرده ابهام همچنان گرفتار است.
اما خاتمی در حالی سکان ریاست جمهوری را واگذار می کند که در دوران او بیش از 50 روزنامه نگار بازداشت و بیش از 100 نشریه توقیف شدند همچنان که صدها نفر از دانشجویان و فعالان فرهنگی و سیاسی نیز احضار- بازجویی و بازداشت شدند وتعدادی هنوز دوران محکومیت خود را سپری می کنند. والبته بسیاری از اینها در حال حاضر با قرارهای چند میلیونی که مجموع آن بالغ بر میلیاردها تومان می شود آزاد هستند
سید محمد خاتمی شاید 12 مرداد 84 از پله های کاخ ریاست جمهوری با همان لبخند روز اول و عبای زیبایی که روشن تر از روز اول است پایین می آیید اما در دلش قتل یک خبرنگار- ترور یک دوست و مبارزه با مرگ یک روزنامه نگار در بند همچنان بیش از همه آزارش می دهد او پله های کاخ را در حالی پایین می آیید که در سوی دیگر ششمین رئیس جمهور در حال بالا رفتن از آن دیده می شود
این متن کامل مطلبم در روزنامه اینترنتی " روز " بود که با کمی تغییر منتشر شده بود
متن انگلیسی این مطلب را اینجا بخوانید

4 نظر:

Anonymous علی خردپیر نوشته...

خیلی خوشحال شدم که پس از مدت ها دوباره مطلبی از شما خواندم . امیدوارم نوشتن در" روز" و وبلاگتان را ادامه دهید تا ببینیم حکایت کار با مطبوعات چه خواهد شد . راستی آیا امیدی به انتشار جمهوریت باقی است ؟ البته با دولت جدبد کمی جای تامل دارد . اگر خبری دارید برای ما هم بازگو کنید .بدرود

9:06 AM  
Anonymous وحید نوشته...

سلام علی جان و ممنون از انتشار روزناهه ای مثل جمهوریت اطلاعی ندارم

9:19 AM  
Anonymous آرش بهمنی نوشته...

اي كاش خاتمي به جاي اين كه با لبخند بیاد و با لبخند بره می تونست حداقل دو جا به عنوان رییس «جمهور» عمل کنه و نه به عنوان «رییس جمهوری اسلامی»

11:41 PM  
Anonymous Anonymous نوشته...

سلام. ممنون از نوشته جالبتون. فقط یه چیزی رو یادتون رفت ترور حجاریان
موفق باشید

11:47 AM  

Post a Comment

خانه >>