Tuesday, May 24, 2005

تجليل از سرباز عدالت

اين مطلب در ستون يادداشت هاي روزنامه اقبال در روز 2 خرداد به چاپ رسيده است
ديروز از «سرباز عدالت» تجليل شد. تجليل از مردي كه پنجاه و شش سال از عمر هفتادوچهار ساله خود را به پاسداري عدالت مي‌گذراند. استادي كه به عدالت‌خواهان مي‌آموزد: «فقط در مقابل عدالت زانو زنيم» و «بنده آرمان‌هايمان باشيم نه مطيع قدرت‌ها».تجليل ديروز از دكتر ناصر كاتوزيان تنها تجليل از يكي از مفاخر ايران زمين نبود. تجليل از «عدالت» بود. قدرداني ايرانيان بود از واژه‌هايي كه سال‌هاست به دنبال آن مي‌گردند: «عدالت»، «آزادي» و «برابري».تجليل و قدرداني از استادي بود كه بيش از پنجاه سال است كه درس «عدالت» مي‌دهد. و فرياد «عدالت» سر مي‌دهد. مردي كه پرچم «عدالت و انصاف» را بر دست دارد و آن را مدام به شايستگاني مي‌دهد تا آن را در ايران زمين ترويج كنند و به كار برند. كه نشايد اين پرچم نيمه برافراشته به پايين افتد و نشايد كه آن را فقط در رؤياهايمان ببينيم. اما در شادماني ديروز در تجليل مردي كه موهايش را در آسياب دادگستري و دانشكده‌هاي حقوق سفيد كرده است. غم ديگري را بايد ديد. البته افسوس ديگري را.افسوس از اينكه چرا آناني كه بايد قدر ببينند و از دانش و تجربه آنان استفاده شود خود را به هزار و يك دليل دور نگاه مي‌دارند.حداقل آن است كه از پندهاي او درس بگيرند آن هنگام كه گفت: «يكي از هدف‌هاي اساسي كه بايد در دادگستري باشد پرهيز و دوري از سياست است. قاضي نبايد عضو هيچ حزب و جناحي باشد رئيس قوه قضائيه نبايد خودش را آلوده به سياست كند».(1)او مردي است كه از زمان دكترمحمد مصدق وارد دادگستري شده است و تا امروز كه آموزش «قانون» و «عدالت» مي‌دهد خوب و بد دستگاه عدليه را مي‌شناسد. راه علاج دردها و مشكلات آن را مي‌داند.از اين رو است كه توصيه او به عنوان يك استاد قديمي و خيرخواه دادگستري كه آنجا را خانه خودم مي‌داند، به عالي‌ترين مقام قضايي اين است كه: «دادگستري را از چنگال سياست و مقامات امنيتي خارج كند. آنجا را به عنوان يك پناهگاه عدالت براي روز مبادا بگذارد و آنجا را حافظ منافع گروه خاص و جناح‌هاي خاص يا جاي دوستي و دشمني قرار ندهد. آنجا اگر منزه شود بسياري از مشكلات حل مي‌شود، براي رفع شدن اين عيب، تنش زيادي هم لازم نيست. فقط يك تصميم مي‌خواهد. كنارگذاردن قوه قضائيه از سياست‌هاي روز و اختصاص دادن آن به عدالت‌گستري. كساني كه به دانش حقوق آشنا هستند و صلاحيت لازم را براي قضاوت دارند، اينها دعوت شوند، نه اينكه لباس خاص يا تحصيلات خاص وسيله امتياز يك گروهي بشود.»(2)مي گويند آرمان وجود خارجي ندارد و اگر عدالت آرمانتان است به سراغ آن نرويد چرا كه آن را پيدا نمي‌كنيد اما اين سخن را نمي‌توان پذيرفت زيرا درست است كه آرمان وجود خارجي ندارد و ما اگر به دنبال عدالت باشيم آن را كمتر مي‌جوييم اما آدم‌هايي كه به دنبال آرمان مي‌روند كه وجود خارجي دارند آيا پس نبايد قدر آنان را پاس داشت. دكتر ناصر كاتوزيان هم از اين امر مستثني نيست شايد او نتواند همه «عدالت» را محقق كند و اين مسأله براي او آرماني بيش نباشد اما براي تحقق آن تلاش مي‌كند و نااميد نمي‌شود همچنان كه خود مي‌گويد: «دريغ است كه انسان هيچ تلاشي براي رسيدن به آرمان خود نكند. تجربه نيز نشان داده است كه انسان به آنچه هست قانع نمي‌شود و براي آنچه بايد باشد مبارزه مي‌كند و به نيروي ماورايي و شگفت‌ خود اعتماد ندارد و رهرو و راهبر است. در كاروان رهروان جايي درخور گفتن ندارم. با وجود اين دفتر زندگي خود را گشوده‌ام تا نشان دهم در حد توان همگام با رهروان براي استقرار عدالت كوشيده‌ام».(3)استاد در هر لحظه عمر «گامي به سوي عدالت» برمي‌دارد. از اين روست كه آسودگي‌اش را در اين مي‌داند كه هيچ گاه حرمت قلم را نشكسته است و براي خشنودي اين و آن يا از راه دشمني و به طمع جاه و شهرت سخني نگفته است كه از آن شرمسار باشد شايد به همين جهت است كه با صداي رسا مي‌گويد: «دادگستري فقط با اصلاح قانون آيين دادرسي مدني يا اصلاحات جزئي، اصلاح نمي‌شود. قضات بايد واقعاً دلگرم باشند. قضات خوب را بايد واقعاً تشويق كرد و عناصر پليد را بايد از دادگستري راند و اين كار بايد با درنظر گرفتن هدفي باشد. اگر هدف آلوده باشد هر كاري انجام دهند، آلوده مي‌شود.»(4)ديروز تنها تجليل از استاد برجسته حقوق ايران نبود، تجليل از «عدالت» بود. تجليل از انساني كه عمر خود را در راه «عدالت» گذاشته است و خود را «سرباز عدالت» مي‌داند.
پي‌نوشت:1-نشريه «حقوق و اجتماع» شماره 13 و 142-همان3-زندگينامه و خدمات علمي و فرهنگي دكتر ناصر كاتوزيان، ناشر: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي4-نشريه «حقوق و اجتماع» شماره 13 و 14

8 نظر:

Blogger گیلدا نوشته...

ممنون که این نوشته رااینجا قرار دادید. با اجازه در خبرچین لینک میدهم.

2:44 PM  
Anonymous harfehesaab نوشته...

پيشنهادی در حرف حساب دارم لطفا بخوانيد شايد کمک کننده باشد.
http://harfehesaab.persianblog.com

2:41 AM  
Anonymous nimkat نوشته...

ساعت كمي از دو گذشته.آقايان مشاركتي تيتر روزنامه فردايتان را الان خوانديم. هر چيزي فكر مي كرديم جز اينكه باز هم از آبروي خاتمي خرج كنيد. شما كه از شرافت خاتمي گذشته بوديد و اصلاح طلب پيشرو شده بوديد، چرا باز هم از محبوبيت او نردبان درست كرده ايد؟
مگر شما نبوديد كه در سخنراني هايتان بارها گفتيد با حكم حكومتي مخالفيد، چه شد آن همه داد و قال؟ شما كه خاتمي را نقد مي كرديد باز هم از او سپر بلا ساختيد؟ جامعه جوان و دانشجو ولي اين بار خيلي هشيارتر است، اگر شما هم از سهم كثيفتان در قدرت نگذريد، ما خوب شما را در اين ۸ سال شناخته ايم. عملكرد امثال معين در دانشگاهها يادمان هست. سازشكاري تان مبارك!
به رهبر سلام برسانيد و اين دفعه ديگر حواستان به شعار هايي كه قد شما نيست باشد.

2:45 PM  
Anonymous مهدي نوشته...

سلام وحيد جان! براي همراهي با گنجي، تصميم گرفته ام سه روز روزه ي سياسي بگيرم (از فردا شنبه) اگه هستي دستت رو به ما بده و بگو يا علي!

3:32 AM  
Anonymous حرف حساب نوشته...

جناب پور استاد
بار ديگري هم مزاحم شده بودم. نمي دانم چرا ولي بروز کردن «حرف حساب» در قسمت دوستان اينترنتي شما منعکس نميشود و« حرف حساب» رد ليست بروز شده اها قرار نميگيرد. براي اين انتخابات زحمت مي کشم دوست دارم و دوست دارم موثر باشم. با سپاس.
http://harfehesaab.persianblog.com

9:33 AM  
Anonymous سيد ابوالحسن مختاباد نوشته...

وحيد جان اگر فرصت كردي سري به وبلاگم بزن ! چند مدتي است كه از تنبلي به در آمده ام و شاگر د خوبي شده ام و مشق شب هايم را به موقع انجام مي دهم


.http://www.sarbang.blogspot.com

12:44 PM  
Anonymous مسعود انتظار نوشته...

خسته نباشید آقای پور استاد

5:42 PM  
Anonymous حسین خداداد نوشته...

سلام جناب اقای پور استاد. از لینکی که برایم قرار دادید تشکر می کنم. فکر می کنید اقای معین می تواند زندانیان سیاسی را ازاد کند؟
قربونت حسین

9:15 AM  

Post a Comment

خانه >>