کو جبران خسارت!
یازده سال پيش بود كه آن خبر تأسفآور را شنيديم. هنگامي كه پيچ راديو را باز كرديم و گوينده اعلام كرد: دقايقي پيش هواپيماي مسافربري فوكر 28 آسمان با 66 مسافر در كوههاي كركس سقوط كرد.
از آن سالها به بعد كم و بيش هر يكي-دو سال اين گونه خبرها را ميشنويم. يك بار هواپيماي فرمانده نيروي هوايي سقوط ميكند، يك بار هواپيماي رئيس هواپيمايي كشوري؛ ديگر روز خبري از سقوط هواپيماي وزير راه و ترابري و نمايندگان مجلس در جنگل اعلام ميشود و روز ديگر برخورد هواپيماي توپولوف با 117 مسافر به كوههاي خرمآباد؛ انگار عادي شده است برايمان اينگونه اخبار و حوادث تلخ! امروز هم اگر هواپيمايي به جاي باند فرودگاه، داخل رودخانه كن برود به جايي برنميخورد. نهايتاً دوتا عكس و خبر، دو تا يادداشت و مقاله، انعكاس آه و ناله دو نفر و نهايتاً هم صداي دادخواهي بازماندگان اين سوانح كه مرور زمان گرد و غبار فراموشي روي آن ميپوشاند و ديگر صدايشان را نيز كسي نميشنود.
ديگر همه ما پذيرفتهايم كه سوانح هوايي در ايران دلايل متعددي دارد از كهنگي هواپيماها به دليل تحريم اقتصادي ايران توسط آمريكا تا عدم مديريت در بخش هوايي كشور و دهها دليل ريز و درشت ديگر. اما به هزار و يك دليل اگر سانحهاي تلخ و ناگوار اتفاق افتاده باشد حالا بازماندگان آنان چگونه بايد به حق خود برسند؟! يكي پدر خود را از دست داده است. ديگري مادر خود را. يكي پسرش و ديگري دخترش. يكي برادرش و ديگري خواهرش، يكي همسرش و ديگري شوهرش را از دست داده است.
چه كسي بايد مدافع حق و حقوق خانوادههاي داغدار آنان باشد. آيا به جز قوه قضائيه و دادگستري مرجع ديگري براي حمايت از اين خانوادهها وجود دارد؟!سرانجام پرونده فوكر 28 پس ازيازده سال دوندگي و مشقت بازماندگان آنان به كجا رسيده است؟! غير از اين بود كه پس از بيش از 20 جلسه دادگاه نفسگير سرانجام با رأي قاطع و مستدل قضاوت مقتدر و نفوذناپذير دادگستري اصفهان به اين رأي رسيدند كه: طبق كنوانسيون ورشو كه مجلس ايران در سال 1364 آن را تصويب و شوراي نگهبان نيز آن را تأييد كرده است اگر سانحهاي هوايي-داخلي و بينالمللي فرقي نميكند-اتفاق بيفتد و در اين بين مسافري فوت كند يا متحمل جرح و صدمهاي گردد بايد معادل 250 هزار فرانك كه هر فرانك معادل 5/65 ميلي گرم طلا داشته باشد-مجموعاً چيزي حدود 16 كيلو و 375 گرم طلا-و نسبت به هر كيلوگرم كالا يا لوازم شخصي مسافر 250 فرانك به بازماندگان پرداخت گردد.البته اين فقط از جنبه خسارت به مسافر بود بماند كه مقصرين اين گونه سوانح نيز مجازاتهاي كيفري به دليل قصور و تقصير و اعمال مجرمانه خود را بايد تحمل ميكردند كه نكردند!
اما ببينيد حداقل پرونده فوكر 28 كه رئيس وقت قوه قضائيه از آن به عنوان پرونده «ملي» ياد كردند امروز پس از آنكه بسياري از محاكم بدوي و تجديدنظر اصفهان و ديوان عالي كشور رأي به نفع بازماندگان مسافران فوكر 28 دادند امروز به چه سرنوشتي دچار شده است. نه تنها مقصرين اين سانحه از مجازات كيفري بر اساس برخي آراي پرمناقشه در تهران! جستهاند بلكه خسارت بازماندگاني كه عزيزترين افراد خانواده خود را از دست دادهاند به مسيري منحرف شد كه گفتنش مثنوي هزارمن كاغذ است فقط همين مقدار گفته شود كه يازده سال دوندگي اين خانوادهها در راهروهاي دادگستري اصفهان و ديوان عالي امروز دوباره به نقطه صفر رسيده است!
از پرونده قضايي سقوط توپولف و مرگ 117 انسان بيگناه، هيچ خبري وجود ندارد. آيا خانوادههاي داغدار آنان نيز به همين سرنوشت خانوادههاي فوكر 28 مبتلا شدهاند كه هم عزيزان خود را به جهت تقصير برخي مديران هواپيمايي از دست بدهند هم خسارات و ضرر و زياني را نتوانند بگيرند.
البته پيگيري خسارات مادي و معنوي مسافريني كه سر از رودخانه كن برآوردند نيز بماند كه حتماً پس از پيگيريهاي زياد اگر موهاي سرشان سفيد نشود ممكن است به آن برسند.
همه به اين مسأله واقفيم كه دادگستري بايد به معناي واقعي ملجأ و پناهگاه اين خانوادههاي داغدار باشد.بايد يازده سال پلههاي دادگستري را بالا و پايين بروند و آخر هم دستشان از همه چيز كوتاه باشد. وقتي پرونده ملي مثل فوكر 28 به چنين سرنوشتي دچار ميشود آيا مسافرين پرواز كيش به تهران كه سر از رودخانه كن درآوردند ميتوانند اميدوار باشند كه خسارت مادي و معنوي خود را از اين سفر هولناك از مقصرين بگيرند؟ آيا ميتوانند اميدوار باشند كه اگر تقصيري از مديران هواپيمايي به اثبات رسيد آنان به مجازات قانوني خود برسند؟
درست است كه تحريم اقتصادي هستيم و هواپيماي نو نداريم، اما مردم هم جانشان را از سر راه نياوردهاند! بي شك اگر ميشد همه بازماندگان سوانح هواپيمايي اين سالها از فوكر 28 تا همين سانحه اخير بوئينگ 707 حاضر ميشدند عزيزانشان را صحيح و سالم از مديران مقصر تحويل بگيرند! خسارات مادي و معنوي را پيشكش ميكردند. جان عزيزان آنان قطعاً بيشتر از 250 هزار فرانك و... ارزش دارد.

5 نظر:
مرسی وحید جان. حرفی نمیزنم که هر چه بگم نازیبا خواهد بود.
شاید، یکروز ما هم آدم شدیم.
سلام وحید جان یه سوا دارم تیراژ روزنامه اقبال روز به روز بالاتر می ره؟ من مطلبی در این مورد نوشتم
این روزها دیگر مرگ هم کسی را ناراحت نمیکند عمرمان از حد خودش گذشته است؟
salam ! agha taze toye gharare 70 ta havapeimaei 2 nafare sader konan ! bebin che ghandi khahad zad !!!
سلام
اقای بور استاد من به دنبال سایت خانم زیلا بنی یعقوب میگردم
میخواستم راجع به اون نوشتشون در مورد گلبهار جیزی ازشون سوال کنم
ممنون میشم برام یه بیغام بفرستید
mresaii@yahoo.com
Post a Comment
خانه >>