Monday, April 18, 2005

با تحریریه وقایع اتفاقیه در سال روز انتشار -7

آزاده مختاری-دادگاه:تلخ بود خيلي تلخ
تلخ بود خيلي تلخ. يك روز پر از دغدغه. آن روز، روز دادگاه پرونده مرگ زهرا كاظمي خبرنگار ايراني مقيم كانادا بود و من خوب يادم است كه در دادگاه چه گذشت و از چه كساني از سوي وكلاي قرباني به عنوان متهمان اصلي مرگ اين زن خبرنگار كه در زندان اوين جان سپرده بود نام آورده شد. ساعت هاي دادگاه در آن فضاي تنگ و گرم پشت سر هم مي گذشت و كم كم خستگي بر بدنم غلبه مي كرد. شيرين عبادي وكيل مادر زهرا كاظمي دادگاه را صالح نمي دانست و صداي رسايش هنوز در گوشم است كه در حالي كه دستان مادر قرباني را در دست داشت با چهره اي ناراحت از روند رسيدگي پرونده دادگاه را كه تنها متهم پرونده را تبرئه كرده بود ترك مي كرد. خسته دادگاه را ترك كردم بايد با سرعت خود را به روزنامه وقايع اتفاقيه مي رساندم. در تمام طول مسير به مسائلي كه در دادگاه گذشته بود فكر مي كردم و نام کسی كه به عنوان متهم اصلي پرونده از آن نام برده شده بود. هنوز به روزنامه نرسيده بودم كه زنگ تلفن همراهم به صدا درآمد. يكي از دوستان خبرنگار بود كه در يك روزنامه ديگر كار مي كرد. او از خبري كه يك ساعت بعد به روزنامه وقايع اتفاقيه رسيد خبر داشت ولي بعد از كمي خوش و بش گويي دلش نيامد خستگي چندين ساعته دادگاه زهرا كاظمي را بر تنم بگذارد و خداحافظي كند. يك ساعت بعد درست زماني كه صفحه اول روزنامه كه شرح كامل دادگاه زهرا كاظمي تيتر اول آن بود بسته شد، خبر تلخ رسيد. «روزنامه وقايع اتفاقيه توقيف شد». باورم نمي شد. بارها در روزنامه هايي كار كرده بودم كه توقيف شده بودند ولي اين بار نمي دانم چرا اينقدر خبر دردناك بود. آنقدر دردناك كه غم را بر صورت همه آورد.