Monday, April 18, 2005

با تحریریه وقایع اتفاقیه در سال روز انتشار -5

فاضل قاسمی-بین الملل:دیگر تکرار نشد
روزي كه از آقاي ويسي استاد خودم در روزنامه نگاري و تحليلگري مسائل بين المللي شنيدم كه قرار است روزنامه اي به نام وقايع اتفاقيه منتشر بشود، خيلي خوشحال شدم. البته خوشحالي من تنها كار دوباره در روزنامه نبود بلكه اسم قشنگش بود كه آدم را به ياد روزنامه اي قديمي به همين نام كه توسط يكي از اصلاح طلبان بزرگ تاريخ معاصر يعني اميركبير منتشر مي شد، مي انداخت و احساس مي كردم كه با تيمي كه قرار بود روزنامه را منتشر كند بدون ترديد يكي از حرفه اي ترين روزنامه هاي چند سال اخير ايران مي شد. روزي كه براي اولين بار به ساختمان جديد روزنامه رفتم احساس رضايتم دو چندان شد. چرا كه ساختماني با معياري قديمي و به قول آقاي پوراستاد عضو شوراي سردبيري روزنامه كاشي 125 بود. پيش بيني من درست از آب درآمد از همان شماره اول وقايع روزنامه مورد استقبال مردم قرار گرفت و روز به روز كه روزنامه منتشر مي شد شور و شوق كار كردن بچه هاي روزنامه بيشتر مي شد. با اين كه من اولين باري بود كه با بروبچه هاي روزنامه كه چند سالي با هم كار مي كردند، فعاليتم را پي مي گرفتم. احساس مي كردم كه با همه آنها چند سالي است كه آشنايي و دوستي دارم. خلاصه اين كه هر روز و هر لحظه اش خاطره بود و به اعتراف همه بچه هاي وقايع اين روزنامه يكي از بهترين و حرفه اي ترين كار آنها بود. اما ماجراي آن شب تلخ، غروب... بود كه همهمه اي توي تحريريه پيچيد. خبر از توقيف روزنامه كاشي 125 بود و هيچ كس باور نمي كرد و همگي در حالي شوكه شده بودند. يك جورايي قيافه ناراحتي توي چهره هاشون هويدا نبود ولي واقعاً تنها يك علت داشت. آنها اصلا باور نمي كردند روزنامه به اين زودي تعطيل شود. اما واقعا تعطيل شد و يكي از تلخ ترين ورق هاي دفتر خاطرات زندگي ورق خورد. اگر اغراق نباشد واقعاً هنوز فضايي كاري مثل تحريريه وقايع برايم تكرار نشده است