Monday, April 18, 2005

با تحریریه وقایع اتفاقیه در سال روز انتشار -4

سيما رادمنش (اقتصادي):ياد خانه مادربزرگ...
وقايع اتفاقيه واقعه نويي نبود، ادامه يك حركت بود، هرچند فضاي ايجاد شده محدوديت هايي را براي اين حركت ايجاد كرد اما اين حركت ادامه خواهد داشت و توقف وقايع اتفاقيه براي دومين بار در طول تاريخ نام آن را به مظلوميت در اذهان زنده نگه خواهد داشت. اما آنچه در بدو ورود به روزنامه وقايع اتفاقيه بعد از تعطيلي روزنامه ياس نو نظرم را جلب كرد و احساس خوبي در آن لحظه داشتم بافت قديمي ساختمان وقايع اتفاقيه بود كه همخواني زيادي با نام آن داشت، سقف هاي بلند اتاق ها، در و پنجره چوبي با شيشه هاي رنگي كه در آن به كار رفته بود، اتاق هاي تو در تو قديمي و همچنين زيرزميني كه چند پله اي با طبقه همكف فاصله داشت و خنكاي بادي كه از ميان اتاق ها و راهروها جريان داشت و شايد خاطره اي از دوران كودكي و يادي از خانه مادربزرگ ها و پدربزرگ ها را به ذهن متبادر مي كرد، حياطي قديمي با چند اصله درخت كه روح تازه اي به فضاي كار با جوهر و قلم مي بخشيد. چنين فضايي باعث شد تا رفته رفته همه بچه هاي تحريريه به هم احساس نزديكي بيشتري پيدا كنند و آنچه بيشترين ضربه را بعد از تعطيلي روزنامه به بچه ها زد گسستن اين ارتباط هاي عاطفي بود.