Monday, April 18, 2005

با تحریریه وقایع اتفاقیه در سال روز انتشار -16

پرستو دوکوهکی : می‌خندد.می‌خنديم. گيرم کمی تلخ.

می‌پرسد: «کار در وقايع چطور است؟»
می‌دانم که منظورش «اقبال» است، نه «وقايع». 9 ماه از توقيف «وقايع اتفاقيه» گذشته است.
می‌گويم: «خوب است. اقبال را می‌گويی ديگر؟»
می‌خندد.می‌خنديم. گيرم کمی تلخ.

**

دست‌هايم را جلو بردم. نمی‌دانم ترانه بود يا فريده يا شايد هم نازلی که آن طناب زمخت آبی‌رنگ را دور هر دو مچ دستم انداخت و گره زد. در سالن کوچک اجتماعات انجمن صنفی روزنامه‌نگاران جمع شده بوديم در اعتراض به توقيف روزنامه‌ی وقايع اتفاقيه، روزنامه‌مان. اولين و فعلا تنها روزنامه‌ای که از پيش‌شماره تا آخرين شماره‌اش مطلب داشتم. دستان بسته‌شده‌مان نشان می‌داد که چه حسی داريم. وقتی دستم را می‌بستند، کوله‌ام روی دوشم بود و وقتی به سختی جايی برای نشستن پيدا کردم، نتوانستم کوله را از پشتم دربياورم! صحنه‌ی جالبی بود تقلای من! يادم هست که می‌خنديديم. قاه‌قاه! گيرم تلخ.

***

اصل 28 قانون اساسی: «هرکس حق دارد شغلی را که بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق ديگران نيست برگزيند...» توقيف‌های پشت سر هم روزنامه‌ها، ناامنی شغلی، زندانی شدن به خاطر نوشتن و هزار مشکل ديگر، روزنامه‌نگاران را از حق مصرح در اصل 28 محروم کرده است.
نمی‌خنديم. خنده‌دار نيست. در سال‌روز تولد «وقايع» توقيف‌شده، برای به دست آوردن حقوق بشری‌مان، تلاش می‌کنيم. گيرم تلاشی تلخِ تلخ!

1 نظر:

Anonymous roospi نوشته...

engar ke hamin diruz bud/paeen dar entezare saeed//pakate bahman sowisiam khali bud.saeed dir amad....

gham!

5:35 PM  

Post a Comment

خانه >>