Monday, April 18, 2005

با تحریریه وقایع اتفاقیه در سال روز انتشار -12

احسان قلمچي: همدلی و يك رنگی

روزنامه اي كه واقعا در آن همدلي ، يك رنگي ، عشق به كار ، و صميميت بين بچه ها همدلي ، حرف اول را مي زد .
دوران وقايع دوران كمي بود اما شايد به مانند اسمش هر نوع اتفاقي كه فكر كنيد در آن افتاد از انتشارش گرفته كه شايد به واقع بتوان گفت ( مانند شعارش ) اتفاقي دوباره در عرصه روزنامه نگاري ايران بود ،
وقايع اتفاقيه براي من به اين علت عزيز بود كه با دوستان خوبي كه واقعا آنها را عين خواهر و برادر هاي بزرگ خودم مي دونم آشنا شدم .اخه مي دونيد چيه كوچك ترين عضو روزنامه من بودم و شايد به خاطر همين هم بود كه از سردبيري تا خود بچه ها همه مرا به اسم كوچك مي شناختند و مي شناسند .
من تجربه اي ديگر از توقيف داشتم ولي نمي دونم چرا اين يكي با قبلي فرق مي كرد شايد به خاطر اين بود كه توي اون فاكس لعنتي نوشته شده بود شما محكوميد كه ديگه نتونيد در يك جا كنار هم كاركنيد ، شايد از دست دادن اين فضا خيلي براي من سنگين بود .
روزنامه ها پشت هم مي آيند و مي روند ولي تنها چيزي كه مي ماند ياد و خاطره آنهاست .
ياد و خاطره اي كه تنها در سالگرد انتشار و توقيف جلوه مي كند .

1 نظر:

Anonymous salimii نوشته...

سلام و خسته نباشید. هر روز نوشته های جالب شما را می خوانم. امیدوارم روزی برسد که روزنامه نگاران فارغ از مسائل امنیتی آزادانه بنویسند و چشم و گوش جامعه باشند. خیلی از نسخه های روزنامه های دوران اوج اصلاحات را هنوز هم نگه داشته ام و گاهی در انباری خانه چشمم به آنها می افتد، گاهی برای تفنن مقاله 7 سال پیش را دوباره می خوانم تا ببینم چه احساسی به آدم دست می دهد. واقعا که دورانی بود. هر روز منتظر می شدیم تا روزنامه بیاید و هر روز مقاله و مطلب جدید. خبر بستن یک روزنامه برای خوانندگان خیلی درداور است مثل اینکه آدم چند روز است چیزی را گم کرده است. پس باید برای نویسندگانش خیلی سخت تر باشد. موفق باشید.

3:55 AM  

Post a Comment

خانه >>