Monday, March 07, 2005

ياد «وقايع‌اتفاقيه» بخير!

از بسياري دوستان كه مي‌شناسم و حتي آناني كه تاكنون نديده‌امشان سپاسگزارم به جهت محبت‌هايشان در طول اين چندروز. از حسن سربخشيان عزيز تشكر ويژه دارم به جهت لطفي كه در وبلاگش به من داشت. حسن عزيز درست مي‌گويي خودم را گرفتار خبر، روزنامه، سايت و ... كرده‌ام در حالي كه كارهاي اساسي و بنيادي‌تري مي‌توانم انجام دهم. لذت و آرامشي كه به هنگام تحقيق در مورد كتابهايم انجام مي‌دهم وصف نشدني است. به‌ويژه آنكه پس از يكي دوسال زحمت طاقت‌فرسا حاصل كارت را مي‌بيني كه سال‌هاي سال برايت مي‌ماند. دوست دارم همه كارهايم را تعطيل كنم و به ده‌ها كتاب ناقصم كه دارند خاك مي‌خورند مي‌رسيدم. نكته شما مرا ياد صحبت‌هاي استاد سيدفريد قاسمي عزيز مي‌اندازد كه هرگاه مرا مي‌بيند از اينكه در كار كتاب‌هايم وقفه افتاده است ابراز دلخوري مي‌كند. او هم مانند شما مرا به ادامه همان كار تشويق مي‌كند. اما افسوس كه موانع بسياري براي ادامه اون كار برايم پيش آمده است. اما حتماً بايد برنامه‌ريزي دقيق‌تري انجام دهم تا كار كتاب‌ها عقب نيفتد البته كتاب جديدم توسط مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها بايد به زودي منتشر شود.
حسن عزيز عكسي كه از من به هنگام امضاي قرار توقيف روزنامه وقايع اتفاقيه توسط دادستاني و همچنين عكس دسته‌جمعي بچه‌ها ساعاتي پس از توقيف روزنامه كه برروي وبلاگت گذاشته بودي عجيب مرا به آن لحظات بيادماندي برد و البته دلم هم گرفت! ياد روزهاي «وقايع‌اتفاقيه» بخير! اما به‌هرحال ممنون. اميدوارم همچنان عكس‌هاي زيبايت را ببينيم.