Thursday, February 24, 2005

ما آخر امكاناتيم (این اولین مطلب من بود بعد از چند ماه ننوشتن

اينجا روزنامه اقبال است آخر امكانات! باور نمي‌كنيد خودتان بياييد و ببينيد كه ما با بهترين و پيشرفته ترين امكانات، روزنامه را منتشر مي‌كنيم! خط اينترنت ما با اين كارت‌هاي 5 هزار توماني 20 ساعته كار مي‌كند؛ وقتي تمام مي‌شود بچه‌ها مي‌پرند سر كوچه از بقالي محل يك كارت اينترنت مي‌خرند و سوروسات اينترنت را برپا مي‌كنند! آن هم چه برپا كردني با كامپيوتري كه كيس آن مدلش مال عهد چپق است يا به قول بچه‌ها هندلي است! يك وقت فكر نكنيد كه مثلاً ده‌ها كامپيوتر در داخل تحريريه وجود دارد كه يكي از آنان مال عهد پاره سنگي است، نه! ما مجموعاً دو تا كامپيوتر داريم كه هركس زودتر زنبيل بگذارد مي‌تواند پشت اينترنت بنشيند. البته فعلاً اين موضوع مشكل خاصي را ايجاد نكرده است چون مجموعه تحريريه اقبال شش- هفت نفر بيشتر نيست؛ به قول حنيف مزروعي تحريريه دارد از اين همه خبرنگار مي‌تركد! از حنيف مزروعي گفتم اماحنيف هيچ خاصيتي نداشته باشد حداقل روزهايي كه تعطيله و كارت اينترنت تمام شده، مي‌شه از ته جيب اش يك كارت اينترنت دو- سه هزار توماني پيدا كرد. خدا خيرش بده! اصفهاني و اين همه دست و دل بازي واقعاً بعيده! در اين تحريريه كوچك هر روز اتفاقات جالبي رخ مي‌دهد. آخرين مورد به روز عاشورا برمي‌گردد كه بالاخره اعضاي تحريريه بايد براي آماده كردن روزنامه روز بعد به روزنامه مي‌آمدند. اون شب با همه تلاشي كه كريم ارغنده پور سردبير روزنامه انجام داد تا صفحات به موقع بسته شود و به چاپ برسد اما باز هم تا 10 شب طول كشيده پس از دادوهوارهاي سردبير و مدير فني كه بجنبيد روزنامه به چاپ نمي‌رسد آخرين صفحات بسته شد و آماده خروجي گرفتن و منتقل كردن آن بر روي CD شده بود، اتفاق نادري رخ داد- البته در روزنامه‌هاي كثيرالانتشار اتفاق نادري است اما در اقبال نه. به دليل اين كه ما آخر امكاناتيم!- اين اتفاق تاريخي به اين صورت بود كه ساعت 10 شب عاشورا كه همه جا تعطيل است آقايان تازه يادشان افتاده بود كه حتي يك عدد CD نيز در روزنامه وجود ندارد كه صفحات بسته شده روزنامه را روي آن بريزند و به چاپخانه بفرستند. خدا وكيلي حال مي‌كنيد كه ما چقدر امكاناتيم! در همين شماره اول اين ستون تا يادمان نرفته به‌عنوان يك «اطلاعيه» در مورد يكي از اعضاي تحريريه كه ساعاتي كه بايد در روزنامه باشد عموماً نيستند بدهيم: «عزيزاني كه از آقاي وحيد سالمي‌عكاس روزنامه اقبال اطلاعي دارند به روزنامه اطلاع دهند تا جمعي از سردبيران و خبرنگاران روزنامه را از نگراني نجات دهند اگر هم همكاران وحيد وي را ديدند به ايشان سلام برسانند بفرمايند اگر موقعي كه صفحه اول در حال بسته شدن است و عكس يك لازم داريم در روزنامه حضور داشته باشند موجب مزيد امتنان است. اگر هم مزيد امتنان نباشد حداقلش ثواب داره!» البته يك همچنين اطلاعيه‌اي نيز در مورد دبير سرويس سياسي روزنامه جناب آقاي سعيد شريعتي كه ايضاً عضو شوراي سردبيري هم هستند گفته مي‌شود در حال اماده‌شان است كه در شماره بعد به نظر خوانندگان محترم مي‌رسد. فعلاً اين مقدار را از ما داشته باشيد تا اقبال بعد. در ضمن هنوز براي اين ستون اسمي‌پيدا نكرده‌ايم البته اين به جان خودم به امكانات ربطي نداره!